تبليغاتX
# ریز نوشت های صادق عبداللهی #
 

 نکوداشت طنزپردازان...

 

یک صبح تازه در رادیو فرهنگ
 

دوشنبه دهم بهمن ماه نود. گروه مطالعات فرهنگی رادیو فرهنگ


در این دوشنبه موضوع اصلی برنامه( یادآوری زحمت های طنزکاران اعم از زنده یا مرده)خواهد بود.
این هفته به دلیل تقارن شانزده بهمن با سالروز در گذشت محسن یوسف بیک...خاطره هائی از این هنرمند را به یاد می آوریم...به ویژه فعالیت او در مسابقه "هوشیار و بیدار"
... در این راستا با منوچهر آذری.محمد اوزی و علیرضا جاویدنیا هم گفتگوهائی خواهیم داشت.
در دیگر بخش ها هم مژگان افروزی(مجری) و زهرا شاهمرادی(نویسنده) حضور پررنگ خواهند داشت.
خلاصه ای از نظرهای شنوندگان در باره برنامه را در بخشی ویژه خواهیم شنید.
یک صبح تازه با اجرای صادق عبداللهی. ساعت هشت و نیم تا یازده صبح دوشنبه در رادیو فرهنگ روی موج اف ام ردیف 106مگاهرتز
 
 
زنده یاد محسن یوسف بیک
+ نوشته شده توسط صادق عبداللهی در جمعه هفتم بهمن 1390 و ساعت 15:18 |
 

 فیس بوک

 

http://www.facebook.com/sadegh.abdollahi

+ نوشته شده توسط صادق عبداللهی در جمعه هفتم بهمن 1390 و ساعت 6:47 |

http://s1.picofile.com/file/7231822682/Radio_Yekshanbeh_11_di_1390.wmv.html 

لینک دریافت تصویر میهمان بودن من در شبکه جام جم...برنامه آفتاب مهربانی

این لینک از سایت محمد اوزی تحت عنوان "طنزنویس قدیمی" در بلاگفا برداشته شده :

 

لینکتصاویر مصاحبه صادق عبداللهی در جام جم

+ نوشته شده توسط صادق عبداللهی در پنجشنبه پانزدهم دی 1390 و ساعت 23:57 |
 

یک صبح تازه

 

یک صبح تازه در رادیو فرهنگ...دوشنبه دوازده دیماه نود

در این دوشنبه قراره به هم " یه حرف خوشگل " بزنیم.به همسر...به مادر...به پدر...به فرزند یا دوست یا نامزد یا هر کی !
در برنامه " یک صبح تازه " در دوشنبه دوازدهم دیماه نود ، موضوع برنامه " یه حرف خوشگل " هست...به هرکس که دوست داریم !
به صابخونه.به یه کارمند...به یه راننده ی تاکسی..و البته حرف های خوشگل شما هم از همین نقطه نقل میشه !
...
در طول برنامه "مژگان افروزی " دو بخش " یک مطلب یک وبلاگ " و "یک لحظه با شعر " رو اجرا خواهد کرد.
"غزل نهانی " خبرهای فرهنگی هنری رو خواهد گفت.
و " زهرا شاهمرادی " هم بخش شاعران جوان تر رو تقدیم شنوندگان خواهد کرد.

یک صبح تازه دوشنبه ها ساعت هشت و نیم تا یازده صبح از رادیو فرهنگ. موج اف ام ردیف 106 مگاهرتز.با اجرای صادق عبداللهی
+ نوشته شده توسط صادق عبداللهی در پنجشنبه هشتم دی 1390 و ساعت 16:37 |
 

 

چشم پرخنده!

 

بــــرایـــــم چــــو خورشید تابنده ای

                    چـــــه شــــــورآفرینی و سرزنده ای

تــــرا دوست مــــــی دارم ای نازنین

                    کـــه چون چشم هایت پر از خنده ای
+ نوشته شده توسط صادق عبداللهی در چهارشنبه هفتم دی 1390 و ساعت 17:5 |
 

گرفتار !

 

مکن بـــا قلب من ایـن گونه رفتار
                         من و این قلب و این آشفته بازار
بکش ،نــابــود کن ، امـــا مرنجان
                          چو قلبم هست در چنگت گرفتار
به چشم خویش دیدی بی قرارم
                         دل آزرده را دیــگـــــر.. میــــــازار
          مــزن از تیغ مژگــان بـــر وجـــودم
           کــه سکته رفته بالا...طبق آمار !

+ نوشته شده توسط صادق عبداللهی در سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 و ساعت 22:54 |

 

 پشت صحنه برنامه "یک صبح تازه "

دوشنبه ها از ساعت ۵/۸ تا ۱۱ صبح موج اف ام ردیف ۱۰۶ مگاهرتز

همراهان یک صبح تازه :
منوچهر والی زاده.مرتضی امرجی. مژگان افروزی.غزل نهانی.گندم اصفهانی  و صادق عبداللهی .

برنامه ای از گروه مطالعات فرهنگی رادیو فرهنگ

 
پشت صحنه راديو فرهنگ
 
 
جام جم آنلاين: مطلع شديم منوچهر والي‌زاده، از گويندگان و پيشكسوتان راديو و دوبله، در برنامه صبحگاهي «يك صبح تازه» كه با محوريت طنز تهيه و توليد مي‌شود، حضور دارد و بخش يك سخن دوست را اجرا مي‌كند.

بخش‌هاي طنز به عنوان يكي از قابليت‌هاي جذاب راديويي همواره مورد توجه برنامه‌سازان راديو بوده است، زيرا نقش قابل توجهي در نشاط و پويايي مردم دارد.

گزارشي كه در پي مي‌آيد، حاصل يك روز همراهي با عوامل اين برنامه صبحگاهي است.

برنامه با اين جمله كنايه‌اي شروع مي‌شود: «اين برنامه‌اي است كه شما را به فكر كردن وا نمي‌دارد».

وقتي امرجي (تهيه‌كننده) موسيقي تيتراژ را پخش مي‌كند، صادق عبداللهي آرام و خونسرد مي‌گويد: «آغاز سخن به‌نام حق. بسم‌الله. سلام صبح شما به‌خير». سپس با تاكيد بيشتر ادامه مي‌دهد: «صبح دوشنبه شما به‌خير. اميدوارم خوب و خوش و سلامت باشيد. امروز هم در خدمت شما خواهيم بود تا ساعت 11 صبح با اين دوستان».

وقتي عبداللهي نام يكايك عوامل برنامه را مي‌خواند، از دو شماره تلفن و سامانه پيامك 30000558 به عنوان راه‌هاي ارتباط با برنامه صحبت مي‌كند.

او در تشريح و تفصيل موضوع «يك صبح تازه» مي‌گويد: «امروز مي‌خواهيم در مورد عيب‌هاي خودمان صحبت كنيم؛ عيب‌هايي كه بعضي مواقع حسن به شمار مي‌آيند اما در زندگي ما يواش يواش تبديل به عيب مي‌شن.مي‌خواهم بگويم هر عيبي داريد با زبان خوش به ما بگوييد. عيب داشتن كه عيب نيست. نگفتنش عيبه! بيايين امروز اعتراف كنيم كه چه مشكلاتي با خودمان داريم. چه عيب‌هايي داريم كه مي‌دونيم داريم اما برطرفش نمي‌كنيم.»

وقتي امرجي موسيقي شاد پخش مي‌كند، عبداللهي صميمانه‌تر از لحظه قبل ادامه مي‌دهد: «بالاخره عيب شما چيه؟! ماكه خودمان كلي عيب داريم. بعضي‌ها چرت مي‌زنن. بعضي‌ها زيادي بيدارن. بعضي‌ها غرمي‌زنن!»

با اشاره دست عبداللهي، امرجي موسيقي ديگري پخش مي‌كند و اين حكايت از هماهنگ بودن تهيه‌كننده با گوينده برنامه است، زيرا مي‌دانند كه در لحظه در مورد چه چيزي و با چه چاشني‌اي صحبت كنند. 

وقتي امرجي ترانه زنده‌ياد غلامحسين بنان را به نام خوشه‌چين پخش مي‌كند، عبداللهي مي‌گويد: «در ساعت 8 و 42 دقيقه و 40 ثانيه شنونده خبرهاي فرهنگي باشيم با اجراي غزل نهاني».

دور از كليشه و اجرا در فضايي صميمي

فرصت را غنيمت مي‌شمارم و از صادق عبداللهي، سردبير و مجري «يك صبح تازه» مي‌خواهم در خصوص بخش‌هاي مختلف برنامه برايم صحبت كند.

او مي‌گويد: «خبرهاي فرهنگي هنري را غزل نهاني اجرا مي‌كند و جا دارد از زحمات گندم اصفهاني كه كارهاي تحقيقاتي برنامه را انجام مي‌دهد، تشكر كنم. همچنين قسمت «طرقه» با هدف بررسي موسيقي‌هاي محلي و سنتي و «ضرب‌المثل‌ها» در بخش‌هاي كوتاه 10 دقيقه‌اي لابه‌لاي برنامه پخش مي‌شود كه احساس مي‌كنم اين بخش‌ها سنگين‌تر از وضعيت عمومي برنامه است و سرعت يك برنامه تفريحي را كم مي‌كند.»

وقتي از عبداللهي درباره انتخاب موضوعات مي‌پرسم، مي‌گويد: «براي انتخاب موضوعات ساعت‌ها فكر مي‌كنم اما في‌البداهه آن را بيان مي‌كنم. در كل اين برنامه ـ كه دو ساعت و نيم طول مي‌كشد ـ يك كاغذ بيشتر ندارم كه سر تيتر خبرهايي را كه مي‌خواهم درباره آن صحبت كنم، مي‌نويسم. اصل برنامه، حرف زدن بر اساس خبرهاي روز است؛ خبرهايي كه مي‌شود با آن شوخي كرد. در حال حاضر، بالاترين نقطه طنز برنامه، پيامك‌هاي مردم است كه به برنامه ارسال مي‌شود. احساس مي‌كنم يكي از رموز موفقيت برنامه، نوع اجراي آن است زيرا از روي نوشته‌اي خاص، متن نمي‌خوانم بلكه براي شنونده‌ها در فضاي صميمي صحبت مي‌كنم و طوري مطالب را بيان مي‌كنم كه براي مخاطب با هر گويشي قابل فهم باشد.»

عبداللهي ضمن اشاره به انسجام و يكدستي برنامه تصريح مي‌كند: «براي ايجاد فضاي شاد با عوامل برنامه نيز شوخي مي‌شود. همچنين براي جلوگيري از فضاي يكنواخت، فاصله‌ها را رعايت مي‌كنيم و هر 15دقيقه يك‌بار مطالب متنوع به صورت طنز بيان مي‌شود.»

او خاطرنشان مي‌كند: «خبرهاي روز و طنزهايي كه اطرافمان هست، در يك صبح تازه مطرح مي‌شود، گاهي نيز جدي‌تر مي‌شويم و مسائل بسيار جدي را بررسي مي‌كنيم اما در حقيقت اين برنامه مجموعه طنز خبري است كه تنها بخش جدي آن، شعرخواني و معرفي كتاب است.»

از عبداللهي درباره همزماني كار اجرا و سردبيري مي‌پرسم، مي‌گويد: «اين كه يك نفر سردبير باشد و همزمان اجرا ي كار را بر عهده داشته باشد، كار را ساده‌تر مي‌كند. به اين ترتيب، قرار نيست اطلاعات بين چند نفر رد و بدل شود و مشكلات را كمتر كرد، نياز به چك كردن نيست  وضمن مشورت با تهيه كننده تصميم مي‌گيريم كه چه چيزي را پخش كنيم.»

وقتي از عبداللهي مي‌پرسم آيا برنامه‌سازان راديو توانسته‌اند به معناي طنز فاخر نزديك شوند، مي‌گويد: «قبل از اين‌كه به طرف طنز فاخر برويم، بايد بدانيم تعريف طنز چيست. طنز، طرح مسائل تلخ به زبان شيرين است. با توجه به مسائل و مصالحي كه در راديو و تلويزيون وجود دارد، ناخودآگاه برنامه‌سازان اين رسانه‌ها به سمت طنز فاخر مي‌روند. البته نمي‌توان از اين نكته گذشت كه آنچه مد نظر مسوولان تلويزيون و راديوست، طنز سنگين‌تري طلب مي‌كند و كمتر مورد استقبال شنوندگان قرار مي‌گيرد، چون شنوندگان راديو بيشتر به دنبال ريتم‌هاي تند و برنامه‌هاي انتقادي هستند.»

خودماني بودن در يك صبح تازه

از مژگان افروزي كه اجراي بخش اشعار را به عهده دارد، درباره نوع لحن و بيان شعرهايي كه در برنامه مي‌خواند، مي‌پرسم. مي‌گويد: «شعر كلام حسي است و نمي‌توان تفكيك كرد كه در بخش‌هاي مختلف روز، آن را به چه صورت اجرا كرد.»

اين گوينده جوان درباره انتخاب شعر‌ها مي‌گويد: «معمولا شعرها را با نظر آقاي عبداللهي انتخاب مي‌كنم. در انتخاب شعرها محدوديتي وجود ندارد. بيش از اين‌كه فكر كنم شعر چه شاعري را بخوانم، شعري را انتخاب مي‌كنم كه محتواي دل انگيزي داشته باشد. ما در سرزميني زندگي مي‌كنيم كه مردم پيوند خوبي با ادبيات برقرار كرده‌اند. ضمن اين‌كه مخاطب ما صاحب درك است و درباره ما قضاوت خواهد كرد.»

افروزي كه كار خود را در راديو با نويسندگي شروع كرده و در شبكه‌هاي راديويي جوان، آشنا، گفت‌وگو و فرهنگ صاحب تجربه است، مي‌گويد: «قبل از اين‌كه بخش «يك لحظه با شعر» را اجرا كنم، از ميان 700 شعر بررسي شده، تنها 30 شعر را براي خواندن انتخاب كردم.»

او كه بخش «معرفي كتاب» را نيز به عهده دارد، ادامه مي‌دهد: «اگر در اجراي اين بخش تپق بزنم دور از ذهن نيست اما در بخش شعر نمي‌توانم تپق بزنم. چون شعر احساس شنوندگان را تحريك مي‌كند و خواندن اشتباه آن براي مخاطب آزاردهنده است. تمام زيبايي شعر به خواندن زيبا و پيوسته آن است.»

گوينده بخش هنري برنامه ادامه مي‌دهد: «حسن آيتم توليدي اين است كه استرس و ترس از تپق زدن كم مي‌شود. همچنين تهيه‌كننده براي انتخاب موسيقي و گوينده براي لحن خواندن زمان بيشتري دارند و ما بهتر مي‌توانيم برنامه‌ريزي كنيم.»

افروزي حسن برنامه «يك صبح تازه» را در خودماني بودنش مي‌داند و مي‌گويد: «من كه در گذشته شنونده اين برنامه بودم اصلا احساس نمي‌كردم استوديويي وجود دارد و كسي پشت ميكروفن صحبت مي‌كند. چارچوب نداشتن «يك صبح تازه» آن را جذاب مي‌كند. لزومي ندارد مخاطب چارچوب كاري برنامه را بداند و اين مهم‌ترين تفاوتي است كه با ديگر برنامه‌هاي روزانه احساس مي‌شود. برنامه‌هاي طنز بسياري در راديو ساخته مي‌شود اما كمتر برنامه‌اي اين حس خودماني بودن را دارد و همه اينها به لحن و اجراي خوب آقاي صادق عبداللهي برمي‌گردد.»

وقتي از افروزي مي‌پرسم بيشتر چه كتاب‌هايي را معرفي مي‌كنيد، مي‌گويد: «ابتدا آثار شاعراني كه شناخته‌تر بودند، معرفي مي‌كرديم ولي در ادامه تصميم داريم كارهاي شاعران جوان و شاعران فارسي زبان كشورهاي همسايه را معرفي كنيم و فكر مي‌كنم براي شنونده‌ها جالب باشد. شعرهاي شاعران فارسي زبان كشورهاي همسايه واقعا زيباست و حيف است كه شنيده نشود.»

افروزي يكي از ويژگي‌هاي اخلاقي عبداللهي را حوصله كاركردن با جوان‌ها مي‌داند و مي‌گويد: «ايشان براي عوامل جوان برنامه بيشتر وقت مي‌گذارند و حوصله به خرج مي‌دهند تا جايي كه معتقدم كار كردن با ايشان لذت بخش است.»

هنر گوينده در حفظ شنونده

وقتي والي زاده آمادگي خودرا براي اجرا اعلام مي‌كند، امرجي (تهيه كننده) موسيقي زيبايي را كه تداعي‌كننده پيوند قديمي‌ها با نسل جوان است، پخش مي‌كند.

امرجي مي‌گويد: «براي بخش «سخن دوست» موسيقي تلفيقي را با در نظر گرفتن: ارتباط بين گذشته‌ها و جوان‌هاي امروزي آماده كرده‌ام. چون معتقدم قديمي‌ها بيشتر موسيقي سنتي را مي‌پسندند و جوان‌ها به موسيقي پاپ گرايش دارند».

بعد از اين‌كه منوچهر والي‌زاده بخش «سخن دوست» را اجرا مي‌كند، از او درباره اجراي اين بخش مي‌پرسم. مثل هميشه با تبسمي كه نشان‌دهنده رضايت او از كار است، مي‌گويد: «متن‌هاي اين قسمت را آقاي عبداللهي نوشته‌اندو از من دعوت كردند در «يك صبح تازه» حضور پيدا كنم و چون از نزديك ايشان را مي‌شناختم و كارهايشان را قبول دارم و سبك نوشته‌هاي ايشان را مي‌پسندم، با كمال ميل پذيرفتم. در اين برنامه آنچه در توانم هست را با حس خوبي بيان مي‌كنم.»

والي‌زاده تاكيد مي‌كند: «بازيگر راديو در درجه اول بايد صدا و بيان خوبي داشته باشد. كار در راديو مشكل است چون تصوير وجود ندارد و گوينده بايد با حس و تمرين مضاعف، خود را به كاراكتر نزديك‌تر كند تا بتواند آن شخصيت را از طريق صدا به شنونده معرفي كند. هنرپيشه اگر يك سطر يا 10 سطر حرف براي گفتن داشته باشد، بايد به نحو احسن آن را اجرا كند، اعم از اين كه نقش مثبت بازي كند يا منفي. مهم اين است كه نقش كاراكتر را خوب اجرا كند و شنونده را پاي راديو نگه دارد.»

لذت كار و داشتن روحيه مناسب

از مرتضي امرجي تهيه‌كننده «يك صبح تازه» از هماهنگ بودنش با آقاي عبداللهي مي‌پرسم. مي‌گويد: «در شيفت پيام همكارهستيم و برنامه نسبتا موفقي را تهيه و توليد مي‌كنيم. به همين دليل تصميم گرفتيم در اين برنامه هم نهايت همدلي و هماهنگي را در عرصه يك برنامه تفريحي و شاد به منصه ظهور برسانيم.»

او كه همكاري خود را با راديو از سال 81 آغاز كرده است، با اشاره به آرم استيشن‌هايي كه در فواصل برنامه پخش مي‌شود، مي‌گويد: «چون در برنامه بخش‌هايي توليدي وجود دارد، به خاطر اين‌كه رشته كلام پاره نشود و شنونده ‌ها بدانند كه برنامه ادامه دارد، ما آرم استيشن را در فواصل برنامه پخش مي‌كنيم.»

وقتي از امرجي درباره انتخاب موسيقي برنامه مي‌پرسم، مي‌گويد: «هر چند مبناي كار پخش موسيقي اصيل، سنتي و ايراني است اما سعي مي‌كنيم براي تنوع از كارهاي فاخر پاپ همچون ترانه استاد نوري و آثار غربي مثل آهنگسازي ريچارد كلايدرمن هم استفاده كنيم. همچنين بنا به موضوعات برنامه از موسيقي‌هاي مرتبط با آن استفاده مي‌شود.»

از اين تهيه‌كننده برنامه صبحگاهي راديو فرهنگ درباره مخاطبان برنامه مي‌پرسم. مي‌گويد: «يك صبح تازه، مخاطبان خودش را پيدا كرده چون در يك برنامه شايد بيش از صدپيام كوتاه دريافت مي‌كنيم و تلفن‌هاي مردمي زيادي داريم. اين برنامه از برنامه‌هاي پر شنونده راديو فرهنگ است.»

امرجي ضمن اشاره به ويژگي‌هاي يك تهيه‌كننده خوب مي‌گويد: «تهيه‌كننده بايد عاشق كارش باشد. علاوه بر اين‌كه ديدگاه حرفه‌اي دارد، بايد از ساخت برنامه‌اش لذت ببرد. با اعضا و عوامل برنامه هماهنگ باشد و اگر روزي روحيه خوب و مناسبي ندارد، آن را به برنامه انتقال ندهد چون شنونده بايد نشاط و شادي را از رسانه دريافت كند.»

زهره زماني

+ نوشته شده توسط صادق عبداللهی در شنبه بیست و هشتم آبان 1390 و ساعت 17:13 |
 

ورود به این وب برای عموم آزاد است...حتی کسانی که بی نام و نشان می آیند و می روند !

 

معرفت کیلوئی چنده ؟!

 

بعضی ها ذاتاً بی معرفتن.برادرت یا دوستت باشه ، خواهرت باشه..یا حتی خودت باشی !

بی معرفتن...ولی میگن یادمون نبود.دقت نکردیم ..یا از این بهانه های بی پایه !
هرکاری براشون بکنی...میگن ممنون ، اما دروغ میگن. فقط کافیه کاری ازشون بخوای...اون وقت می بینی چند جور بهانه میارن.
هرکی می خواد به خودش بگیره...بگیره. اما اینا دیگه بی معرفتی نیست.گاهی حتی نمک نشناسیه...در هر صورت ...برای دیگران قدم بردار...حتی اگه مثل بعضی ها بی معرفت و قدرنشناس بودن !

+ نوشته شده توسط صادق عبداللهی در پنجشنبه نوزدهم آبان 1390 و ساعت 15:27 |
 

 

چگونه حکایت کنم...!؟

مرور تو انگار عادت شده
به تو فکر کردن سعادت شده

به یاد همه لحظه های قشنگ
نگاهت که بینم به صد شکل و رنگ

تو و لحظه های پر از رمز و راز
من و این همه عاشقی و نیاز

تو و رفتن و دور گشتن ز من
من و ماندن و خستگی های تن

چگونه حکایت کنم ماجرا
چرا آمدی و...تو رفتی چرا ؟
+ نوشته شده توسط صادق عبداللهی در سه شنبه هفدهم آبان 1390 و ساعت 16:48 |
 

گاهی سکوت !؟

 

وقتی هر دو ناجار می شویم سکوت کنیم....یعنی پایان حرف زدن ها...و پایان حرف زدن ها ، یعنی آغاز قطع ارتباط ها...

پس فقط خدا حافظ عزیز من...خدا حافظ

+ نوشته شده توسط صادق عبداللهی در سه شنبه دهم آبان 1390 و ساعت 23:3 |
 

 

دوستشون ندارم !!

 

زوری که نمیشه. من هیچ وقت پنجشنبه ها و جمعه ها رو دوست نداشته م و ندارم. انگار این دو تا روز آدم رو از دنیا جدا می کنه. انگار وظیفه ی این دو روز همینه که یه دنیا غم و غصه رو بریزه تو قلب آدم !

نه این که از تعطیلی بدم بیاد..اما این دو روز رو دوست ندارم.حتی زمان تحصیل هم حالم گرفته می شد از این دو روز....همون روزائی که به عشق تو سر و مغز هم زدن راهی مدرسه می شدیم ...یا اون وقتا که ضبط و تمرین و غیره داشتیم !

شاید کارمندا از این دو روز خیلی خوششون بیاد...اما ما که کارمند نبوده و نیستیم انگار می ذارنمون تو منگنه که باید بیکار باشی و چرت بزنی و هیچ برنامه ای هم نتونی برای خودت بریزی !

نو جوون که بودیم به قیافه های کلنگی و خموده می گفتیم : قیافه ت عین بعد از ظهر های جمعه شده...و البته حالا هم بدم نمیاد همینو بگم !

+ نوشته شده توسط صادق عبداللهی در جمعه ششم آبان 1390 و ساعت 22:1 |
 

 

کاش !

 

کاش مـــی شـــد مهربانی را خرید

کاش مـــی شد بــی وفائی را ندید

کاش می شد چشم جان را باز کرد

تـــا  ز  روی عصه هــا راحت پـرید !

+ نوشته شده توسط صادق عبداللهی در چهارشنبه چهارم آبان 1390 و ساعت 18:55 |
 

 

اشتباه نکن !!

 

هرگز کسی را دوست ندار....

چرا که تمامی نفرت ها از همین دوست داشتن ها سرچشمه می گیرد !!

(بعضی ها گقتند بنویس استثنا هم وجود داره...منم گقتم چشم و نوشتم )!

+ نوشته شده توسط صادق عبداللهی در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390 و ساعت 14:28 |
به نقل از سایت رادیو فرهنگ http://www.radiofarhang.ir/

منوچهر والی زاده در یک صبح تازه

 

صادق عبداللهي درباره‌ي آيتم‌هاي جديد «يك صبح تازه» گفت: يك بخش جديد «سخن دوست» نام دارد كه منوچهر والي‌زاده آن را اجرا مي‌كند؛ بخش ديگر هم معرفي مجلات و سايت‌هاي خبري است.

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی رادیو فرهنگ:

عبدالهی در ادامه درباره‌ي آيتم ديگر كه معرفي فيلم‌هاي طنز و حاشيه‌ي سينماي كمدي است توضيح داد: در اين بخش حاشيه‌ي فيلم‌هاي طنز روز گذشته يا آينده را معرفي مي‌كنيم و از مردم نظرخواهي مي‌كنيم كه اصولا چه نوع فيلم طنزي را دوست دارند و فيلم‌هايي كه موفق بودند چه ويژگي‌هايي داشتند.

صادق عبداللهي كه برنامه‌ي «يك صبح تازه» از راديو فرهنگ را اجرا و نويسندگي مي‌كند، گفت: اين برنامه به صورت طنز است و مطالب شاد را با محوريت خبرهاي هفته بيان مي‌كند.


سردبير و مجري برنامه «يك صبح تازه» خاطرنشان كرد: خبرهاي روز و طنزهايي كه اطراف آن است، در «يك صبح تازه» مطرح مي‌شود. گاهي نيز جدي‌تر مي‌شويم و مسائل جدي‌تري را نيز بررسي مي‌كنيم.


وي ادامه داد: ضرب‌المثل‌ها، بررسي موسيقي‌هاي سنتي و محلي و معرفي كتاب‌هاي روز در بخش‌هاي كوتاه ده دقيقه‌اي كه در مجموع 30 دقيقه از اين برنامه را تشكيل مي‌دهند، آيتم‌هاي «يك صبح تازه» هستند، اين سه آيتم به صورت پلي بك اجرا مي‌شوند.
صادق عبداللهي با اشاره به اين كه «يك صبح تازه» روزهاي دوشنبه از ساعت 8 و 30 تا 11صبح روي آنتن مي‌رود، گفت: اين برنامه با ديگر برنامه‌هاي طنز راديو كه عموما روزهاي جمعه پخش مي‌شوند متفاوت است و در وسط هفته پخش مي‌شود
.
عبداللهي با بيان اينكه «يك صبح تازه» مجموعه برنامه‌اي طنز خبري است، خاطرنشان كرد: تنها كار جدي اين برنامه پخش شعرخواني و معرفي كتاب است؛ بقيه حالت طنزگونه دارد
.

«
يك صبح تازه» دوشنبه‌ها از ساعت 8 و 30 دقيقه الي 11  صبح از راديو فرهنگ پخش مي‌شود
.

صادق عبدالهی: سردبیر و مجری، مرتضی امرجی: تهیه کننده و با اجرای مژگان افروزی تهیه و پخش می شود

+ نوشته شده توسط صادق عبداللهی در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390 و ساعت 17:25 |
 

 

اندکی...!

 

سلام. اندکی در شهر نبودم..اما اینک هستم

اندکی بیش نبود !

(شنبه ۲۳ مهرماه ۱۳۹۰ـ تهران )

+ نوشته شده توسط صادق عبداللهی در شنبه بیست و سوم مهر 1390 و ساعت 21:1 |
 

فقط بخند !

حرفم چند کلمه  بیشتر نیست :

 

اگه مردشی بخند...تا همه بهت بخندن !!

یه زمانی می گفتند :" خنده بر هر درد بی درمان دوا ست !

 اما الآن سر پیدا کردن یه ذره ش دعواست !

+ نوشته شده توسط صادق عبداللهی در پنجشنبه چهاردهم مهر 1390 و ساعت 17:39 |
 

ماااااااااااااااچ !!

 

اگر حال و حوصله و ذوقش را دارید....یکی دو بیتی شعر در باره این لب و لوچه و ماچ آبدار او بنویسید !

به شرکت کنندگان هم بجز ماچ فوق ، چیز دیگری  برای تقدیم کردن نداریم !!!

خانم شیرین س سروده ن :

لبت چون غنچه ی نشکفته باشد
چه زیبا و چه شسته رفته باشد
بده ماچی از آن لب های شیرین
فقط اسرار آن ، ناگفته باشد !!

و حالا بیتی از " یک دوست "!

ماچ اگه این همه باشه نمکین
آدم عاشقش میشه ، دروغ نگین!

خانم محبوب هم می نوسند :

طعم شیرین عسل داره این لبها
بوی شیروماست داره این لبها
هیچوقت سیر نمیشی ازین لبه
ا

خانم مژده نوشته اند :

بوسه می خواهم از آن لب های چون قندت

مکن من را چنین درگیر لبخندت

بیا و دم به دم من را تو ماچم کن

و به قول خودشون تو مصرع چهارم گیر کرده ن !

خانم آتیشپاره به عنوان مصرع چهارم مژده ، اضافه می کند !
اگر ماچت نکردم من حلالم کن

و این هم شعر دیر هنگام خانم استعلام

ای غنچه ی نشکفته؛ نه! اصرار نکن
هی دعـــــوتِ من درونِ این کار نکن
من معتقدم که کودکان می بینند
یک جامعه را مستـــــــــــعد دار نکن

+ نوشته شده توسط صادق عبداللهی در سه شنبه دوازدهم مهر 1390 و ساعت 23:55 |
 

بلد می شوم !

 

من از کوچه هـای تو ، رد می شوم

به کنکور عشق تو ، صــد می شوم

و  دانستـــم از محضـــــرت نـــازنین

ز تــو ،  عــاشقی را بلد می شوم !

+ نوشته شده توسط صادق عبداللهی در سه شنبه دوازدهم مهر 1390 و ساعت 17:42 |
 

 

 

یک صبح تازه و ایسنا

 

عكس تزييني استخبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: تلويزيون و راديو
منتشر شذه در :یازدهم مهرماه ۱۳۹۰

سردبير و مجري «يك صبح تازه» از اضافه شدن چند آيتم جديد به اين برنامه خبر داد.

صادق عبداللهي در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس راديو خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، درباره‌ي آيتم‌هاي جديد «يك صبح تازه» توضيح داد: يك بخش جديد «سخن دوست» نام دارد كه منوچهر والي‌زاده آن را اجرا مي‌كند؛ بخش ديگر هم معرفي مجلات و سايت‌هاي خبري است.

وي در ادامه درباره‌ي آيتم ديگر كه معرفي فيلم‌هاي طنز و حاشيه‌ي سينماي كمدي است، توضيح داد: در اين بخش حاشيه‌ي فيلم‌هاي طنز  گذشته يا آينده را معرفي مي‌كنيم و از مردم نظرخواهي مي‌كنيم كه اصولا چه نوع فيلم طنزي را دوست دارند و فيلم‌هايي كه موفق بودند چه ويژگي‌هايي داشتند.

عبداللهي با بيان اينكه «يك صبح تازه» مجموعه برنامه‌اي طنز خبري است، خاطرنشان كرد: تنها كار جدي اين برنامه پخش شعرخواني و معرفي كتاب است؛ بقيه حالت طنزگونه دارد.

به گزارش ايسنا، «يك صبح تازه» دوشنبه‌ها از ساعت 8 و 30 دقيقه الي 11  صبح از راديو فرهنگ پخش مي‌شود.

عوامل اين برنامه عبارتند از: اجرای بخش شعرها: مژگان افروزي، تهيه‌كننده: مرتضي امرجي، سردبير و مجري: صادق عبداللهي.

+ نوشته شده توسط صادق عبداللهی در دوشنبه یازدهم مهر 1390 و ساعت 20:15 |
 

 

اگر آمدی...!

 



اگر آمدی و ندیدی مرا

من آن جام ، پشت خم کوچه ها

همان جا که یکروز ، دیدم ترا

تو خندیدی و من ، دلم بی هوا...

به خود لرزشی کرد و انگار ریخت

فرو رفت تا آخر قصه ها...!

                ***

اگر آمدی و ندیدی مرا

بخند و مرا یاد کن بی هوا

بگو " آمد و رفت " یادش به خیر

که قلبش همین جاست...این گوشه ها...!

(با پوزش...اگر کمی عمگین به نظر می رسد ، هرگونه شبهه ای بی دلیل و بی خود و بی جهت پیش آمده...کسی به دل نگیرد که تکذیب می شود )!

+ نوشته شده توسط صادق عبداللهی در یکشنبه دهم مهر 1390 و ساعت 2:49 |
 

حیاط رادیو تهران

 

حیاط رادیو تهران بوی تاریخ را می دهد.

بوی یک دنیا خاطره در استودیوی هشت رادیو که سالیانی دراز محبوب ترین هنرمندان "شما و رادیو " را در خود می دید.
از ترانه های طنزسید جواد بدیع زاده و تهیه کنندگی شاهرخ نادری وبازیگری های مقبلی ها و مصدق ها و محتشم ها و سارنگ ها....!
وقتی از کنار استودیوی هشت رادیو تهران گذر می کنم ، انگار تمامت تاریخ رادیو را جلوی چشمانم می بینم !
درود به روان رفتگان و سلام بر ماندگان رادیوی ایران و محل رادیو تهران.

+ نوشته شده توسط صادق عبداللهی در پنجشنبه هفتم مهر 1390 و ساعت 20:1 |
 

متولد چه ماهی ؟!

 

متولد چه ماهی
که خودت انقده ماهی

توی شهریور داغی.؟
یا که مهری...چلچراغی !                              

شایدم توی زمستون
که همش برفه و بارون

تو ، یه دیماهی گرمی
مثه ابریشم نرمی

تو تو فصلای قشنگی
اینه که رنگو  وارنگی

دلم از عمق زمستون
به تو دل بسته فراوون

مال پائیز و بهاری
شایدم ماهی نداری

تو پر از مهر و صفائی
مال ماه عاشقائی

اینه که قسمت مائی!

 

+ نوشته شده توسط صادق عبداللهی در چهارشنبه ششم مهر 1390 و ساعت 20:6 |

 

 

به نظرم بدک نیست کسانی که اهل شعر و شاعری هستند این شعر رو ادامه بدن...در حد یک بیت مثل همین...لطفاْ...

با من باش !

 

بی تـــو بودن را ندارم دوست......با من باش

وه که با تو ، زندگی نیکوست......با من باش

این از دشت اول...با سپاس از حانم مهتاب:

عاشقی شکل تـــرا دارد عــزیــز جــان من

عشق هم بی تو چنان تابوست..با من باش

اینم البته سه مصرع که خانم مژده نوشته ن ...با تشکر از ایشون 

دلم همواره پیش توست....با من باش
غم دل با تو خواهم گفت.....با من باش
دل از کینه بباید شست....با من باش

و این هم یکی از شاهکارهای شعر فارسی به قلم بانوی نیمه شب

نباشی خیلی مهم نیست ولی با من باش
من که دوستت ندارم باز ولی با من باش


گروهی از دوستان شدیدا معترضند که هر کاری می کنند نمی توانند نظر بگذارند

قابل توجه بلاگفائی های مسول 

حتی دوستی این شعر رو تلفنی گفته و بنده نوشتم :

من ندارم جز تو رویائی...بیا با من باش
غیر از این ها هم چه خواهی...بیا با من باش

 

این هم البته اشعاری از دوست همیشگی " استعلام " عزیز

چشم هایت تیز چون چاقوست.....با من باش
گرچه از من می کَنی هی پوست....... با من باش
گفته ای شیرین ترین مرد جهانم من....
قهقهه های تو هم کندوست...... با من باش

روی چشمت حرف نیست،بالای آن-
من فقط گفتم کمی ابروست... با من باش
این که با من هستی و هستی که حرفی نیست
بسکه صادق خان ما خوشروست... با من باش

و اما سعری هم از خانم محبوب

وقتی که غمگینم واندکی مهر آرامم میکند با من باش

وقتی که تشنه ام وجرعه ای عشق سیرابم میکند با من باش

و این هم تازه ترین شعر دریافتی از خانم مژگان افروزی

زندگی را با تو دارم دوست ............با من باش


زندگی با تو گلی خوش بوست ............با من باش 

+ نوشته شده توسط صادق عبداللهی در جمعه یکم مهر 1390 و ساعت 19:55 |
 

بلندگویت روشن باشد دوستم

 

 

پیـــــچ خیـــــال !

 

حس غم دارم من
حس یک حوصله ی سر رفته
یا عزیزی که کمی پیش
از این در ، رفته !

حس یک کودک گریان
که دلش گم شده در پیچ خیال
می دود هر سوئی
گرچه پیدا شدنش ، هست محال !

حس یک عاشق بی تجربه را دارم من
داغ و سوزان ، چه بسا تب کرده
اشک بر هر مژه اش ، چسبیده
روز را در نگهش ، شب کرده !

+ نوشته شده توسط صادق عبداللهی در چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390 و ساعت 15:2 |

 

نقل چند  کامنت در پائین صفحه 

 

این عکس ها ...!!

 

جدی جدی خیلی وقتا سرکارم که چرا ؟

چرا بعضی ها خودشون به این خوشگلی...ولی عکسشون واقعا برعکسشونه و زهره آدمو آب می کنه.. خب چرا ای خدا...خوشگلشون ساختی و اون وقت بدعکسی رو بهشون انداختی ؟!!

اما برعکس...هستند کسانی که خودشون سوپر کلنگی هستن...ولی عکسشون دهن آدمو آب میندازه که انگار...مثلا فلانی رو دیدین !
ای خدا...چه می کنی با خلقت...که اگه قیافه نمیدی ، دستکم یه لقمه خوش عکسی که میدی !

کدومشو دوست دارید ؟

خوش قیافه بودن و بد عکسی رو !؟

یا خوش قیافه نبودن و خوش عکسی رو ؟!! 

خلاصه یک کامنت !

یکی از همراهان پر و پا قرص این صفحه بطور خصوصی نوشته :

من نه خوشگلم و نه خوش عکس...تکلیف من چیه ؟...من فکر می کنم آدم خوش قیافه باشه و بد عکس ، خیلی بهتره.چون مردم آدمو نگاه می کنن..نه عکس آدمو...!

ــ بالاخره اینم حرفیه دیگه !

 
دوشنبه 21 شهریور1390 ساعت: 13:48 توسط:آتیشپاره

بنظر من بدقیافه و بدعکس وجود نداره!میشه گفت از خوب تا عالی و از تاثیر فوق العاده ای که روی خوش رو قیافه میذاره نمیشه گذشت . روی ترش زیبایی ترکیب و بهم میزنه و روی گشاده معادله ناقص و کامل می کنه . خوش عکس مثـ مرد لالِ ... شما چی فکر می کنید؟

دوشنبه 21 شهریور1390 ساعت: 13:38 توسط:آتیشپاره
نیک باشی و بدت گوی خلق
به که بد باشی و نیکت بینند!

 


دوشنبه 21 شهریور1390 ساعت: 0:40 توسط:محبوب
سلام فکر میکنم منظور شما خانم هاست(طبیعیه اغلب مردان براشون زیبایی درالویت قرار داره)وجواب من مسلما زیبایی واقعی ،ولی حتما اینو میدونین که نود درصد جذابیت مردان برای زنان به زیبایشون نیست بلکه به توانایی ها وقدرتشونه که حالا این توانایی میتونه در زمینه های مختلف اجتماعی، اقتصادی،سیاسی،،فرهنگی وغیره باشه که در نتیجه قدر خودتو بدون که خیییلی جذابی سوای چهره دلنشینتون

+ نوشته شده توسط صادق عبداللهی در یکشنبه بیستم شهریور 1390 و ساعت 21:0 |
 

  

نگاه !!

 

یه جوری نگاه می کنی که انگار عامل اصلی خشک شدن دریاچه ارومیه من هستم !

یه جوری نگاه می کنی که انگار ترک خوردن سی و سه پل و خشک شدن زاینده رود هم مقصرش منم...آره ؟!

می ترسم یه ذره بعد یه جوری نگاه کنی که انگار بنزینم من گرون کردم ...یا اون هواپیمای خرابو من گفتم توی اتوبان بشینه و حال مسافرارو بگیره !

نه دیگه...خجالت نکش...تا فلان جای خیار تلخ میشه ، نگاه تو هم عوض میشه و بی خود و بی جهت ،بنده میشم مقصرترین فرد این دنیای بی در و پیکر و گل و گشاد !!

+ نوشته شده توسط صادق عبداللهی در جمعه هجدهم شهریور 1390 و ساعت 19:52 |
 

 

عـــاشقـــانــــه

 

"من ترا می خواهم"

بی کم و کاست و بی حرف و حدیث

مثل یک قطره ی اشک، که چکد از مژگان

مثل لبخند ، که چسبیده به لب ها و دهان

"من ترا می خواهم"

مثل خورشید ، میان شب تار

خوشه ی گندم زرد ، در دل گندمزار

مثل رودی که رسد بر دریا

مثل یک زمزمه ی بی پروا

زیر گوش لیلا

"من ترا می خواهم"

مثل باران و فراموشی چتر

مثل یک شیشه ی آکنده زعطر

"من ترا می خواهم"

+ نوشته شده توسط صادق عبداللهی در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 و ساعت 19:1 |
 

  

JameJamOnline.ir

راديو و تلويزيون

دوشنبه 20 تير 1390 - ساعت 00:02 شماره خبر: 100848447587

احسان رحيم‌زاده ‌/‌ گروه راديو و تلويزيون
 
طنز نيش مي زند؛ اما سم ندارد
 
صادق عبداللهي نويسنده برنامه‌هاي طنز راديويي از جمله جمعه ايراني است. با او به بهانه دومين هم انديشي طنز راديويي كه امروز برگزار مي‌شود هم صحبت شديم.
 

در راديو چه برنامه‌هايي مي‌توانند شادي و نشاط را به مردم منتقل كنند؟‌

هر برنامه‌اي در هر قالبي، از نمايش گرفته تا ترانه مي‌تواند نشاط آور باشد. ترانه‌هاي رسمي و جدي راديو هم مي‌تواند نشاط ايجاد كند. غم هم در ساعت و ثانيه خودش خيلي خوب است. آدميزاد به همه چيز نياز دارد. ما هر روز به مردم در راديو مي‌گوييم شاد باشيد. اما نمي‌گوييم چطوري شاد باشيد. ما بايد حرفي بزنيم كه خودش خنده‌دار باشد. نبايد دستور به خنديدن بدهيم.

طنزهاي انتقادي راديو چقدر در اصلاح رفتار مسوولان تاثير مي‌گذارد؟

واقعيتش اين است كه طنزهاي انتقادي خيلي اثري ندارد. وقتي ما نكته‌اي مي‌گوييم آن مسوول هم مي‌خندد. طنز در راديو مثل مار آبي است، نيش مي‌زند اما سم ندارد. از دور مي‌ترساند. يك مسوول اولش وحشت مي‌كند، اما كم كم پوستش كلفت مي‌شود.

خنديدن كار بي‌خودي نيست. در كشورهاي اروپايي خنده در دستور كار جدي ادارات قرار گرفته است. كسي كه مي‌خندد تخليه رواني مي‌شود. يك انرژي در بدنش آزاد مي‌شود. الكي خنديدن هم هنر است. برنامه‌هاي راديو موظفند مردم را بخندانند. همه دنيا درگير مشكلات است. ايران هم مشكلات خودش را دارد. ما نياز به خنده داريم. خنده مثل آب و هوا و مثل نفس كشيدن است.

‌ امروز دومين هم انديشي طنز راديو برگزار مي‌شود. شما براي اين مراسم چه پيشنهادي داريد؟

در هم انديشي‌ها بايد كساني دعوت شوند كه كننده كار باشند؛ نه اين كه صرفا شهرت داشته باشند.بايد افرادي بيايند كه در حوزه طنز راديويي تخصص داشته باشند. طنز راديويي يك فن است. نوشتن براي راديو با نوشتن درباره سينما و كتاب و مجله تفاوت دارد. نوشتن براي راديو يك فني است مثل صدابرداري و تصويربرداري. فرد بايد رسانه راديو را بشناسد و بداند مخاطبش چه چيزي را دوست دارد. شما ممكن است يك لطيفه را در مجله‌اي بخوانيد و برايتان خنده‌دار شود، اما همين لطيفه اگر در راديو پخش شود ممكن است جذابيت نداشته باشد، چون جذاب شدنش به خيلي عوامل همچون موسيقي، لهجه، ساعت و روز پخش بستگي دارد. من خيلي به سمينار و هم انديشي و دور انديشي و همايش عقيده ندارم. من سال گذشته در اين هم‌انديشي دعوت شده‌بودم اما كاري از دستم برنيامد.


 


   

+ نوشته شده توسط صادق عبداللهی در دوشنبه بیستم تیر 1390 و ساعت 17:48 |

 

 
طنز راديويي را دريابيد
 
 
صادق عبداللهی
سال‌هاست كه بر سر كلمه «طنز» و معناي آن، ميان تمامي اقشار، اختلاف وجود دارد. يكي مي‌گويد طنز بايد بخنداند، يكي مي‌گويد نبايد بخنداند و ديگري هم به طور كلي منكر هرگونه طنزي در راديوست.

اختلاف در وهله اول بر سر معناي كلمه طنز است، در حالي كه شنونده راديو به اين معناها توجهي ندارد و برايش فرقي نمي‌كند اسم اين چيزي كه دارد پخش مي‌شود، چيست.

شنونده راديو مي‌خواهد لبخندي بر لبش بيايد. او مي‌خواهد دقايقي را شاد باشد و از مسائل روزمره دور بشود.

مخاطب راديو در جنگ ميان سازندگان كه اين طنز است يا كمدي يا فكاهه شركت نمي‌كند و توقع شنيدن برنامه‌اي بانشاط را دارد.

بيشتر شنوندگان راديو مي‌خواهند بخندند و برخي هم دوست دارند انتقاد نسبت به مسوولان را بشنوند و دلشان خنك شود.

سال‌هاست برنامه‌هاي طنز راديو، در پي حل مشكل ترافيك و پر كردن چاله‌ها و رفع گراني و دعواهاي زن و شوهري بوده و هيچ اتفاقي هم نيفتاده است.در چند سال اخير، انگار پرداختن به مقوله طنز به صورت مد درآمده و نوعي اهل مسائل روز بودن شده كه غر بزنيم به برنامه‌هاي موجود و گله كنيم كه برنامه طنز نداريم.

اما داستان به همين جا ختم نمي‌شود. در چند سالي كه حرف و حديث طنز بالا گرفته، درواقع هيچ اتفاق مشعشعي نيفتاده و چيزي بر گنجينه طنز راديو افزوده نشده است، پس مي‌توان گفت حرف‌ها و شعارها فاقد هرگونه ارزش عملي بوده‌اند.

مديران راديو شايد بيش از بقيه بايد به عنصر طنز بها بدهند و آن را دست كم نگيرند. همين مديران براي برنامه‌هاي كم‌شنونده مثلا تحقيقي، بيشترين بودجه را تخصيص مي‌دهند، در حالي كه برنامه‌هاي طنز با بيشترين مخاطب، كمترين توجه مسوولان را به خود جلب مي‌كند و پنداري اين دوستان، از اين كه بگويند به طنز توجه دارند، چندان خوشحال نيستند.

نگاهي بكنيم و ببينيم پس از چند هم‌انديشي و همايش و غيره، چه سودي نصيب شنونده شده است؛ هيچ. اگر هر روز ده‌ها هم‌انديشي طنز و جلسه و كنفرانس برپا بشود، چه سهمي از آن به آنتن راديو مي‌رسد؟ آيا شنونده راديو از شنيدن خبرهاي مربوط به هم‌انديشي و جلسه و كنفرانس شادمان مي‌شوند؟

قطعا اين‌طور نيست.

اين واقعيت به آن معني نيست كه سمينار و كنفرانس ضرورتي ندارند، اما بايد ديد پس از هر گردهمايي، چه اتفاقي براي برنامه‌سازان طنز راديويي مي‌‌افتد.

سرانجام اين كه راديو به خوراك نياز دارد و يكي از مطلوب‌ترين خوراك‌ها هم طنز است. برنامه‌هاي مفرح، نشاط‌آور و خنده‌دار با هر اسمي موجب شادماني شنونده خواهند شد و مخاطب به جان بانيان آن دعا خواهد كرد. فراهم آوردن طنز و برنامه طنز و گروه‌هاي طنز، چندان ساده هم به نظر نمي‌رسد.

در درجه اول توجه بيشتر، در مرحله بعد تامين اعتبار مالي و سپس سعه صدر در عرضه برنامه و عدم مميزي‌هاي آنچناني مي‌تواند به توسعه طنز در راديو كمك كند.

صادق عبداللهي


 

+ نوشته شده توسط صادق عبداللهی در سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390 و ساعت 11:2 |

 

 

 

 

 

راديو بايد به افكار عمومي نزديك تر باشد

 

 

تهران - نويسنده و مجري برنامه هاي طنز راديويي، گفت: اگر راديو به افكار عمومي نزديك تر باشد، توفيق بيشتري در رسيدن به اهداف خود خواهدداشت.

 

'صادق عبداللهي' روز دوشنبه در گفت و گو با خبرنگار فرهنگي ايرنا افزود: راديو بايد مطالبات و نيازهاي مردم را غيرمستقيم توليد و پخش كند تا مخاطبان ماندگاري داشته باشد.
وي درمورد جايگاه برنامه هاي طنز راديويي در كشور اظهار داشت: تا بحال در حق طنز كوتاهي شده اما هم اكنون توجه بيشتري به اين مقوله شده و احتمال دارد بتواند جايگاه خود را پيدا كند.
نويسنده برنامه 'جمعه ايراني' معتقد است كه افزايش توليد برنامه هاي طنز خود به خود ميدان رقابت را بازتر كرده و فضاي مفرح وبا نشاط تري را ايجاد مي كند.
عبداللهي رمز ماندگاري راديو را سادگي آن دانست و يادآور شد: رسانه هاي ديگر چون سينما و تلويزيون و حتي مطبوعات زيورآلاتي دارند اما راديو فقط صداست و به طور مستقيم با مخاطبان خود ارتباط برقرار كرده و اثرگذاري مي كند.
وي با بيان اينكه راديو رسانه اي است كه همه آدم ها مي توانند به نوبه خود از آن بهره برداري كرده و به شيوه و شكل خود با آن ارتباط برقرار كنند، خاطر نشان كرد: مخاطبان راديو براي دريافت آن مشكلي ندارند و در هر نقطه اي از كشور و هنگام انجام هر كاري مي توانند به آن گوش فرا دهند.
 ‌ 

+ نوشته شده توسط صادق عبداللهی در چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390 و ساعت 1:34 |