154 _ داستان لب....!!
شیطنت شاعرانه !!
با خوندن این شعر ، هرکس می تونه اون رو خطاب به خودش فرض کنه...اما قطعاً این شعر ، برای یک نفر سروده شده و استفاده از اون هم برای عموم ، آزاد می باشد !
|
بذار لب هـــای من را ، روی اون لب کــه همچون روز گـردد بنده را شب نشه سوء تفاهم ، ای عـــزیــــــزم کــــه ایــــن حرفا رو با قلیون میگم ببخشیدم اگــــر نـــومیـــــد گشتی نمیگم بـــر شما ، من حرف زشتی یـــه وقت دیگه ، با یــــک شعر زیبا کنـــــم تعریفتون رو بـــی محابـــــا تنت سالم ، لبت پــــر خنده بــــــادا کـــــه لبخندت بود شیرین چو حلوا |
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 16:57 توسط صادق عبداللهی
|
نویسنده و مجری برنامه های رادیویی