172 _ عشق و علافی !
عاشق علاف !؟
من دلم می خواست علاف تو باشم
همچو سیمرغی ، سر قاف تو باشم
پــر زنـــم بـــر آسمان همچـــو ماهت
ماهی آن بـــرکه ی صاف تــــو باشم
عشق را این گونه من توصیف کردم
عاشقم تـــا همچو اوصاف تو باشم
من نمی دانــم چــه گویم با دل خود
چون کند اجبار ، علاف تـــو باشم !!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اول این که مطالب این وب ، بعد از به روز شدن.. نامش توی وب های به روز شده بلاگفا نمیاد...بالاخره یا اشکال از ماست یا از بلاگفا !
در وب ، هر شعری که نام شاعرش نوشته نمیشه ، قاعدتاً باید نویسنده ی وب ، شاعرش باشه (مگر این که شعر ، از جائی کپی شده و نام شاعرش نابود شده )خواهش می کنم اگر شعری رو انتخاب کردید نام شاعر رو بنویسید تا مدیونش نشید !
شاعر این چند خط شعر ناقابل و کلنگی خودم هستم !
آقا غلامرضا خان ..نکنه به زور داری مهندس میشی و خودت شغل دیگری رو دوست داری ؟!
آخرین خواهش هم اینه که مطلبی رو که در کامنت ها می نویسید ، اگر مورد استفاده سایر خوانندگان نیست... اون رو در بخش خصوصی بنویسید تا پاسخ مناسب رو حضورتون عرض کنم...ممنون.
نویسنده و مجری برنامه های رادیویی